خرید بک لینک
ما دخــــــتریم! باید یاد بگیریم كه کلاس بذاریم! كه ناز کنیم ! اونا خیلی بیجا می کنن مارو ناراحت کنن! خیلی بیخود می کنن اشکمونو دربیارن! اصن برا چی به یه موجود مذکر اجازه می دیم ... شادیه زندگیمونو ازمون بگیره؟! این اسمش عشق نیس! کسی که عاشق تو باشه، هرگز نمی تونه غمتو ببینه! چه برسه به اینکه خودش عامل غمت باشه!! من!!! دخــــــــترونه ناز میکنم! دخــــــــترونه فکر میکنم! دخـــــــترونه احساس میکنم! دخــــــــترونه استدلال میکنم! دخــــــــترونه زندگی میکنم! غم رو اشتباهي توی فرهنگ دخــــــــترونه ی ما جا دادن! عاشق شو، که زندگی کنی! یک عمر، زندگی کنی! اما حواست باشه، با حسای الکی که این روزا به عشق تعبیر می شه، به زندگیت کوچکترین خدشه ای وارد نکنی... من دخــــــــترم، و افتخار میکنم که دختر بدنیا اومدم.... به افتخاره همه دخــــــــترا..!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:54

دخترم دیگر دخترم دیگر گـاهـی دلـم بـه انـدازه تـمـام دنـیـا مـیـگـیرد گـاهـی اشـک مـیـریـزم وگـاهی صـدای قـهقـه ام تـمـام شـهر راپـر مـیـکـند گـاهـی آرامـم و حـرف نـمیـزنم وگـاهی بـالشـم را بـه هـمـه ی شاـنـه هـایسـرد و بـی احـسـاس دیـگر تـرجـیح مـی دهـم دخـترم دیـگر... گـاهی از درد بـه خـودم مـیـپیـچـم امـا نمـیـگـذارم کـسـی بـفـهمـداز چـه بـه انـدامـم پـیچ و تـابی مـیدهم بـگـذار فـکـر کـنـد خـوبـم تـقـصـیـر خـودم اسـت... ایـن دروغ را زیـاد بـه اطـرافـیانم گـفـته ام مـن خـوبـم دخـترم دیگر گـاهـی لجـبـاز مـیـشـوم و گـاهـی شـرور گـاهـی مـهـربـانـم و دلـسـوز گـاهـی هـم مـثـل امـشـب زبـان خـودم را نـمیفـهمم امـــــا خـوبـم خـوب خـوب

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:53

دخـــتری که ... لاک هاش پریده و ناخوناش کوتاه بلنده ... دختـــری که ... موهاش ژولی و پولی و ابروهاش پُر شده دختــــری که ... براش مهم نیست آرایش داره یا لباساش لنگه به لنگه ... این دختــــر خسته است ... افســـرده است ... یه کم درکــــش کن ... !! دستشـــو بگیر ببر شده حتی با زور بیرون ... بگردون ... براش پاستیل و اسمراتیس و لواشک بخـــر ... براش گل بخر ... بهش محبت کن ... بذار بفهمــــه دوستش داری ... قدرشو میدونــــی ... این دختــــر ... از دست کارایِ تـــو و بی توجهی های تـــو اینجوری شده !! روز اول آشناییتون مگه اینجوری بود ؟؟ هان ؟؟!! درک کن یه کم ... قــدر بدون .... بفهـــــــم یه چیزایی رو ... !! سخت نیست !!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:53

نسلی هستیم که تو اینترنت عاشق شدیم... دوست شدیم... و اینترنت بهمون خیانت شده... فقط اینترنت توالت نداره من ناراحتم.مسئولین لطفا رسیدگی کنند!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:52

رفتنت نمکی بود بر زخـم های من... از دنیا یکی"تــــــو"را داشتم یکی"خـــ♥ـــــدا"را..... از سرکوفت هایی که شنیدم بگویم؟؟؟ می گویندکجاست؟انکه بر سینه میزدی سـنـگـــش را؟ می گویند: الان با دیگریست...... برگرد و همه را غافل گیرکن....... من حتی با خدا هم شرط بسته ام......!!!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:50

2 نظر من حداقل 16 تا حقيقت رو درباره ی شما میدونم.... . . . . . 1- الان تو اينترنتی 2- توی وبلاگ ما هستی 3- تو يک انسان هستی 4- سواد داری 5- الان داری پست من رو میخونی 7- تو نمی تونی وقتی زبونت بيرونه بگی ژ 8- الان داری امتحان می كنی 9- الان خندت گرفت 10- اصلا نديدی كه عدد 6 رو جا انداخته ام 11- الان چک كردی ببينی واقعا 6 رو جا انداختم يا نه 12- الان بازم خنديدی 13- نمیدونی من يه عددی رو هم چند بار نوشتم 14- الان چک كردی ببينی كدومه 15- پيداش نكردی و عصبانی شدی...حتی ممكنه فحشم بدی...(غلط اضافی!!) 16- ولی نمی دونی كه من الان دارم به تو می خندم چون منظورم عدد 1 بوده كه 6بار نوشتمش!!!!!!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:49

مــرا دخـتـر خـانـــوم مے نـامــند غرورے دارم کـه براے تنها نبودن ، لـه نمـے شود احساسـے دارم کـه با منطق ِ گدایان نمـے سازد قلبــے دارم کـه هنوز تیزے خنجر نامردے را نخوردهـ استـــ و زیـبایــے هایـے دارم کـه حراج چشم هاے بیگانـه نخواهد شد! اینگونه است مشق شب های دخـتـرانـه من...

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:45

من برای تو زیادی بودم تویی که فقط منتظرِ "ما" شدن بودی وبرات مهم نبود که این "ما" با کی "ما" بشه؟ فقط منتظر بودی یه "تو" پیدا بشه و بگی "ما" حالا با کی "ما"شدی که منِ سابقو فراموش کردی؟ منی که یه روزی با "تو" ، "ما" بود من برای تو زیادی بودم و چه دیر فهمیدم

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:45

دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی.......... دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر وخاله وعمه ت هستن دختر بودن یعنی " دخترو رو چه به رانندگی؟ " تو باید چرخ خیاطی برونی! دختر بودن یعنی " شنیدی شوهر سیمین واسش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟" دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه دختر بودن یعنی "چه معنی داره عکس گذاشتی تو پروفالیت؟ (حتی باحجاب!) دختر بودن یعنی " به بابات گفتی؟" داداشت راضیه؟!Bfتون ناراحت نمیشن؟! رئیس اداره چی؟!!! دختربودن یعنی " برو تو ، دم در وای نستا" دختر بودن یعنی تو گرما لباست 4 متر و نیم پارچه ببره که مردان به گناه نیفتن! دختر بودن یعنی " تا حالا کجا بودی ؟" دختر بودن یعنی "کجا داری میری؟" دختر بودن یعنی " تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم " دختر بودن یعنی "کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟" گوشیتو بده ببینم! دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن ! دختر بودن یعنی بگی: "کاشکی منم پسر بودم !!!!!!!!!!!!!!!!" (پاک کردن صورت مسئله و بزرگترین توهین به خودت) دختر بودن یعنی بگی: "تو مردی میتونی اما من که....!" دختر بودن یعنی " خیلی خودسر شدی"(ترجمه: خجالت نمیکشی از مغز و سر خودت استفاده میکنی؟!!!) دختر بودن یعنی سوار دوچرخه میشی؟ بگیریدش!!! اما اصلآ ناراحت نباش چون اجازه داری ترک موتور شوهرت بشینی! ! ! دختر بودن یعنی مجرم بودن (کافیه دست داده باشی به یک پسر پس ارتباط نامشروع داشتی که حد(شلاق) داره ! گرچه ممکنه این دنیا لو نرفته باشی اما اون دنیا حتمآ مجازات میشی ! ! ! دختر بودن یعنی "خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم" دختر بودن یعنی سالها بشین تا شاید یه روز یه سبیل کلفت بیاد زنگ درخونتونو بزنه و ببرتت ایشالآ خوشبخت میشی ننه ! دختر بودن یعنی 30 سالت شده هنوز داری میگی :"ایشالا وقتی رفتم سر خونه زندگیم... !" یکی نیست بگه بابا زندگی تو 30 ساله شروع شده تا حالا چه گلی به سر خودت زدی؟ چه لذتی از زندگی بردی؟ حتمآ باید بشینی تا یکی دیگه بیاد تورو خوشبخت کنه؟! ! ! دختر بودن یعنی یه مرد چند میلیون ازت بگیره و دماغتو قصابی کنه تا یه مرد دیگه خوشش بیاد البته اگه در این راه شهید نشی! و در مقابل سالها پز دماغ پهن و زشت bf گرامی یا شوهرتو بدی و بگی وای چقدر مردونه اس دماغش! هیچ کاری لازم نداره! دختر بودن یعنی آنچنان شستشوی مغزی بشی که به مصادیق ظلمی که بهت شده افتخار هم بکنی ! دختر بودن یعنی بگی: "بیچاره داداشم معلوم نیست زن گرفته یا شوهر کرده !" (نتیجه: ته دلت خودت هم قبول نداری که حقوق مساوی با مرد داری! دختر بودن یعنی متوجه نیستی داری به بدبختیهات دامن میزنی وقتی میگی: " واه واه دختره رو ببین چه لباسی پوشیده خجالت هم خوب چیزیه! ! " دختر بودن یعنی داف بودن البته داف بی گاف! دختر بودن یعنی ضعیفه بودن ! و دائم به دنبال سایه بالا سر (هموم آقابالاسر) گشتن دختر بودن یعنی bfت یا شوهرت تو خیابون با یه بنده خدا درگیر میشه و با فحاشی میگه: مگه نمییبینی صاحاب داره! و تو قند تو دلت آب میشه از اینهمه صاحاب داشتن! ! !

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:42

ﻣــﺎ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘــــــﺮﺍﺵ ﻧﯿﺴﯿﻢ ﮐﻪ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﺑﭙﻮﺷﯿﻢ ﺣﺎﺟــﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻧــــﺎﺵ ﻧﯿﺴﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﻔﺶ ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺎﻣﻮﻥ ﮐﻨﯿﻢ ! ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎﺵ ﻧﯿﺴﯿـــــﻢ ﮐﻪ ۸۰ ﻗﻠﻢ ﺁﺭﺍﯾﺶ ﮐﻨﯿﻢ ! ﺍﺯ ﺍﻭﻧﺎﺵ ﻧﯿﺴﯿﻢ ﮐﻪ ﻫﺮﺷﺐ ﯾﻪ ﺟﺎ ﻭﻝ ﺑﺎﺷﯿﻢ ! ﻣﺎﻧﺘﻤﻮﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﺸﮑﯿﻪ ! ﺷﻠﻮﺍﺭﻣﻮﻥ ﻟﺶ ﻭ ﺧﺎﮐﯿـــــــﻪ ! ﭘﺎﻣﻮﻥ ﮐﻔﺶ ﺗﺨﺖ ﻭ ﻭﺭﺯﺷﯿﻪ !

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:40

من یک دخترم {כخــتر}... خ♥الق بــِـﮧ نامم {سورهﮮ}نازل ڪــرכ ... مــتـرو بــرایــم{جایگـاه ویژه} ساخت ... من دخترم... با تمام{مכانگـﮯ هایت} نمیتوانـﮯ بفهمـﮯ {صورتـﮯ}برایــم یڪ כنیاستـ ... نمیتوانـﮯ بفهمـﮯ عـشـق یه {لاڪ قـرمـز} را ... گریه ڪرכטּ {بـכوטּ خجالتـ}را... نماز با {چادر سـفـیـב} را ... درڪ ڪردنش در{توانت}نیست ... من {لیلاﮮ}عــشــق و{زلِیخاﮮِ} انتـظـار ... مـטּ כخترم... چرڪ نویســـ هـیـچ {احساسـﮯ}نمیشوم...

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:39

دختر که باشی در باره ات قضاوت میکنند درباره لبخندت که بی ریا نثار هر احمقی کردی... درباره زیبایت که دست خودت نبوده و نیست... درباره تارهای مویت که بی خیال از نگاه شک آلوده احمق ها از روسری بیرون ریخته اند... تو نترس و"دختر" بمان احمق ها زیادند نترس از تهمت دیوانه های شهر که اگر بترسی رفته رفته "دختر" مرد نما میشوی و سرگردان وروانی میشوی در این دنیای روانگردان پس بگذار بگویند هرچه میخواهند بگویند...

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:38

ببخشــــــــــــید اقا. . ! بــہ گـمانــم راه را اشـــتباه آمــده ایـد ! اینجـــا براے شـــنیدن " یــڪ مـُـشــت قـــُربان صـَدقـــہ ے مـُفـت " ڪـسی خــودش و احساسش را در اخـــتیار لحظـــہ هــایتان نمـے گـذارد . . . اینجـا ڪـسے نیسـت با لباس هـای آنچنانــے شـب ڪــہ براے شب نشینے هایتان هـمراه شـود و شــاهد شـب مســتے شـما باشـد اینـــجا شــب معنایـش یـڪ دونفره ے ســــــاده . . . با شـــــور و شـعــورعاشـقانــہ اسـت اینجـــا الفبـــاے با هـم بودن " مقــــدس " است اینجــــا " تــنـــهــــا " مـــاندن شـــرافتش بیشتر از مــا شــدن ماشـینیسـت از هـمین مـــا شدن هــای امــروزےڪــہ با یـــڪ عــشوه آغــــاز مـــے شـود و بــا عــشوه ے دیگـــر پایان مـــے یـــابـد اینجــــا شـــیطنت هـــاے دخــــترانــہ " حـرمـت " دارد بـــہ پاے هــر ڪســے ریختــہ نمــــے شود ببخشـــید آقـــا ! من هــمان دخـــترڪ عقـــب مـــانده ے دیــــروزم و این امـــــروزے هاے شما تن لـــحظه هـــایم نمــــے رود !

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:37

"من یک دخترم " نگاه به صدا وبدن ظریفم نکن اگر بخواهم تمام هویت مردانه ات را به اتش خواهم کشید "من غرورم را" به راحتی به دست نیاورده ام که هروقت دلت خواست خردش کنی غرور من اگر بشکند "با تیکه هایش شاهرگ زندگی تورا نیز خواهد زد"

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:36

مطمئـنم و میـــدآنمــ ... سـآلی که نکـو ـست از بهـآرش پیـدآ نیستــ ... سـآل مــ ن ... بـآ بغـض شـروع شـد... بـآ بغض هـم ادآم ـه دآرـد... ولـی میـدآنمــ ... بـآ بغضـــ ... به پـآیـآن نمیــرسد ... +دوستـــ من ... از گـریه نتــرســ ... بغضــ خیلـی بد تـر استــ ...!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:35

مــــن کیــــم؟ کســـــی میدونه؟ من همـــون دیوونـــه ای ام کــه هیچ وقت عوض نمیشه. همونـــی کـــه همه باهاش خوشحالـــن ؛ اماکسی باهـــاش نمی مونه. همونـــی کـــه هـق هـق همـه روبه جـــون و دل گـــوش میده ؛ اماخودش بغضـــاش رو زیـــر بالـــش میترکونــــه. همونـــی کـــه مواظبه کسی ناراحت نشه ؛ اماهمه ناراحتش میکنن. همونـــی کـــه تکیـــه گاه خوبیـــــه ؛ اماواسش تکیــــه گاهــــی نیست. همونـــی کـــه کلی حرف داره ؛ امـــــا همیـــــشه ساکتــــــه. آره مـــــن همــــونــــــم

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:30

پسری که قراره من زنش بشم بدونه♡... من فرق دارم... تو جمع باید پیش من بشینی...! همکارمه ،همکلاسیمه ، دوست دختردوستمه ، ابجیمه، فرندمه ، سگمه ، از اینا نداریم ،تو فقط منو میشناسی.. تصادفی ببینم توخیابون داری ب دختری ادرس نشون میدی جلو چشمات تیکه پارش میکنم ، ولی رسیدیم خونه با توام کار دارم... نمیخواد وقتی قرار داریم خودتو واسم فشن کنی موقعی که انتخابت میکردم کور نبودم دیدم جذابی.. گوشیت پسوورد داره ؟ هررررری به درد من نمیخوری... ما حریم شخصی نداریم ، من از همه چیت باخبرم... وقتی میگم با فلان دوستت نگرد بار دوم نمیشنوی ، میری با همون دوستت منم فراموش میکنی... زنگ زدم گوشیت سایلنت بود نشنیدی ؟ خودتم سایلنت شو دیگه... اگه یکی نخ بده توطناب درس کنی مثه بندکفش گرت میزنم.... دوستم خوشمزه بازی واست در اورد نمیخندی.. سخته بامن بودن نه ؟ همینی ک هس دس گذاشتی روبهترین دختردنیااین سختیاروهم داره دیگه ...

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:29

یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه بدی هاش یادت میره نامردیش یادت میره بی محبتی و رفتار سرد و تلخش یادت میره وقتی با بی رحمی تنهات گذاشت یادت میره فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:28

سلامتی روزیکه من سفید پوشیدم رفقا مشکی پوشیدن و من حال میکنم با تیریپشون. سلامتی اون چندتا شونه که تابوت نحسه من روشونه. سلامتی یه صدای بلند و صدای تکرار جمعیت. سلامتی صدای صوت قرآن یه بینوا. سلامتی اشکا. سلامتی خاکا. سلامتی سنگا. سلامتی دل کندنا. سلامتی بغض کردنا. سلامتی تنهایی زیر خاک. سلامتی روزیکه نیستم. سلامتی روزیکه رفقا فراموشم میکنند.

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:28

"من" را میبینی؟! هـمچنان ایستاده امـ! کسی که فکرمیکردی،میشکند "بی تو".. حالا میشکند امثال "تو" را... هیس!!! چیزی نگو فقط.. برو...

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:27

وقتی گفتی "به نظرت احترام میذارم، دوست عزیز…" انگار از طبقه 36 یه آپارتمان افتادم پایین! اصلا یه جورایی انگار برقا رفت، آب قط شد، انگار صاحبخونه مارو از خونه انداخت بیرون تویِ بهمن ماه زیر برف! انگار در قفل شد، پنجره بسته شد، انگار تو یک کویر بودم، انگار دیگه موبایل آنتن نمیداد، انگار سیگار بود ولی آتیش نبود یا آتیش بود ولی سیگار نبود، وقتی گفتی احترام، دوست، عزیز… حس کردم تو نیستی! اینا واژه هایی نبود که تو بلد باشی، اینا غیرکاربردی ترین کلماتی بود که میتونستی استفاده کنی انگار ته جملت هشتگِ تنفر داشت، هشتگِ جدی بودن! اما تو نبودی یه نفر لباسای تو رو پوشیده و فکر میکرد میتونه مثل تو باشه یک خط قرمز تو حرفات بود یک خط قرمز بزرگ که آدم جرات نمیکرد پاشو داخل اون بذاره، حتی جرات نمیکرد آدم پاشو بذاره رویِ اون خط، نوشته هات زیرشون مین بود، دورشون سیم خاردار، لازم نبود معنیشون کنم، تا چشمم بهشون میافتاد منفجر میشدن و همه چیی هزار تیکه میشد. اما تو نبودی یک نفری بود که در زمان های خیلی دور زندگی میکرد خیلی دور... انقد دور که نه من یادمه نه خودش!!! وقتی گفتی: "به نظرت احترام میذارم، دوست عزیز..." میخواستم داد بزنم و بگم: "با من مخالفت کن... من با مخالفتِ تو موافقم"

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:26

پسره نوشته: اون دنیا خدا نمی پرسه ماشینت چی بود می پرسه چنتاپیاده سوارکردی؟ قابل توجه خانوماکه نمی دونن نیت پسراالهیه نیت الهیتوووون نمونه توحلقتووووووووون!!!!!!!!!!!!

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:22

هی غریبه شب عروسی کت و شلوار سیاهش را به او بپوشان. رنگ سیاه به مرد من خیلی می اید بند کرواتش را خودت سفت کن این کار را خیلی دوست دارد وقتی دستانت را میگیرد خودت را درآغوش اوبینداز. بااین کار احساس آرامش میکند زحمت تاج عروس را نکش سلیقه اش راخوب میدانم. برایت گرفته است. خلاصه کنم غریبه،جان تووجان مرد من

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:18

بابام میگه.. اینایی که دختر ندارن تو خونه (!) عمرشون هدر رفته.. صبح ها دیدن دخترت با موهای شلخته، زیر چشاش سیاه شده و صدای گرفته اول صبحش که داد میزنه: بابا نیا تو! فرار میکنه لباسشو عوض کنه... کل دنیای یه مرده (!)

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:08

سلام .... به دنیای دخترونه ی من خوش اومدین ... اگه از پست هام خوشتون اومد نظر یادتون نره پس... نظرات خصوصی اگه واقعا خصوصی باشه نمایش داده نمیشه... اما اگه از نظرم دلیلی برای خصوصی بودن نباشه توی وبم میذارمش....

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 22:04

دنیای ما دخترا پر از لاکای رنگارنگ.. رژلبای پررنگ.. گردنبد طلایی و نقره ای.. انگشتر و جواهر پر از ست کردن دامن با تاپ.. پر از قرارای دخترونه.. دوره همی و تلفنای 2 ساعته.. گریه کردنای یواشکی زیر پتو.. دفتر چه خاطرات.. اهنگ گوش دادنای دسه جمعی.. با ناراحتی به هم زنگ زدن وچن دیقه بعد از شوخیای هم خندیدن.. کلمه های رمزی که فقط خودمون معنیشو میدونیم.. رازایی که فقط خودمون ازش خبر داریم.. دنیای پره از لباسای سفید و تورای پف پفی و مخاطبای خاصمون.. دنیای ما پره از احساسات پاک و رویا های دخترونه.. دخترونه..!!! بزن کف قشنگرو به افتخار خودمون..

برچسب: نویسنده: ایتان تاريخ: چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت: 21:44

صفحه بندی